گزارش تاخیر
سلام مامانی بعد از یه وقفه طولانی اومدم باز ببخشید دیر پست جدید میزارم میخوام برات تعریف کنم تو این مدت چه خبر بوده اول از همه این که عمه مامانی با عروسشون اینا اومده بودن جهاز عروس بچینن و خریدای تکمیلی رو انجام بدن منم تا میتونستم میرفتم خیلی وقت بود بازار نرفته بودم دلم لک زده بود برای بازار یه روز هم رفتیم بیرون تو باغ گردش ولی مامانی آخراش یکم اذیت شد و کمرش درد گرفت فرداش استراحت کردم تو همین حال و هوا مادر جون اینا و عمه جونت اینا که مشهد بودن زنگ زدن که ما برنامه ریختیم برگشت رو بیایم یه سر به شما بزنیم و اول قرار شد عمه مرضیه بیاد پیشمون شما هم از شبی که فهمیدی عمه جونت داره میاد حسابی خود نمایی کردی و شیطونی و ...
نویسنده :
مامان خانومی
11:23



