نازدونه من (کوچولوی تو راهی من )

خانومی مامان میشه

و ان یکاد

 

 

 

 

 

                



[موضوع : ]
[ يکشنبه 27 مرداد 1392 ] [ 12:48 ] [ مامان خانومی ] [ ]
نیمه شعبان

 

این پست رو با تاخیر میزارم چون هم مهمون داشتم هم امتحان

جوجوی من عیدت مبارک عید نیمه شعبان

امروز که شبش بشه نیمه شعبان عمو اینا اومدن خونمون بیخبر اومدن و مامانی کلی خسته شد آخه آب هم قطع بود

قرار شد شب بریم مسجد جمکران این اولین باره که مامانی شب عید میره مسجد و این فقط به خاطر تو کوچولوه دلم نیومد اولین عیدت رو تو خونه باشیم

ماشین خیلی دورتر از مسجد پارک کردیم خواستیم با اتوبوسهای مخصوص بریم که خیلی شلوغ بود و من ترسیدم که بهت فشار بیاد پس پیاده رفتیم البته یکم پشیمون شدم

رو فرشی نبرده بودیم و خیلی دنبال جای نشستن گشتیم ولی جای خیلی خوبی گیرمون اومد و یه جشن خیلی خوب بود کلی هم نور افشانی کردن ولی نتونستم عکس بگیرم حیف شد

این عکسو برای قشنگی میزارم

البته بقیه عکسها کار خودمه مامانی

بهمون ساندویچ نذری دادن و خوردیم بعدم ساعت 1برگشتیم برگشت سوار اتوبوس شدیم چون دیگه هممون خسته بودیم حسابی شب خوبی بود و عید خیلی خوبی

ساعت 3 خوابیدیم

عیدت مبارک دخملم

از خدا برای همه دوستای تو راهی ات سلامتی و عاقبت بخیری خواستم و برای خودمون و خونوادمون و. برای همه اونایی که بچه دار نمیشن وخلاصه هرکی که تو ذهنم بود

 



[موضوع : ]
[ دوشنبه 19 تير 1391 ] [ 11:49 ] [ مامان خانومی ] [ ]